یک خاطره جالب

روزی یه زوج میانسال ، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان رو جشن گرفتند.
اونها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.

تو این مراسم سردبیرهای روزنامه‌های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشان ( راز خوشبختی شون) رو بفهمند.سردبیر پرسید: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یک همچین چیزی چطور ممکنه ؟شوهر روزهای ماه عسل رو به یاد میاره و میگه : بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمال رفتیم.اونجا برای اسب سواری هر دو ، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.

اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود. سر راهمون اسبه ناگهان پرید و همسرم را از زین انداخت. همسرم خودش را جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت: این بار اولت هست .بعد یک مدت ، دوباره همان اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت: این بار دومت هست ....‌و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم .

 وقتی که اسب برای سومین بار همسرم را انداخت همسرم با آرامش تفنگش‌ را از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت.سر همسرم داد کشیدم و گفتم چکار کردی روانی؟ دیوانه شدی؟ حیوان بیچاره رو چرا کشتی ؟؟؟همسرم یه نگاهی به من کرد وگفت: این بار اولت هست ....

معرفی ونقد رمان دلقک

 

دختری شهرستانی باشی و در سال اول دانشگاه، خسته و كلافه از شلوغی تهران، توی ایستگاه اتوبوس غرق خودت باشی كه ناگهان دختربچه‌ای خل وضع پیدا شود و سر به سرت بگذارد، تو هم حرصت در بیاید و محكم بخوابانی بیخ گوشش و بروی دنبال كارت. ظاهراً دلت خنك شده ولی تازه همه چیز از وقتی پایت را می‌گذاری توی خانه دانشجویی 45 متری شروع می‌شود. وجدانت پدرت را در می‌آورد، تا حدی كه ساعت دوازده شب برمی‌گردی سراغ دختر، می‌بینی هنوز همان جا منتظر است، با لبخندی هلالی روی صورت و اطمینانی قطعی از برگشت تو. مجبور می‌شوی با خودت ببری‌اش خانه و ناگهان بفهمی او دلقك است و طبق قانون دلقك‌ها حالا مسئولیتش گردن توست. از طرفی نمی‌توانی رهایش كنی و از طرف دیگر طوفانی از دردسر برایت درست می‌كند و مسیر زندگی‌ات را تغییر می‌دهد.

هدی حدادی، اولین رمانش را نوشته است و آن قدر صادقانه و صمیمانه كه خیلی زود وارد فضای كتابش می‌شوی و با تمام قوت‌ها و كاستی‌هایی كه دارد تا انتها كتاب را می‌خوانی و دلزده‌ات نمی‌كند. بر خلاف خیلی از آثار نوجوان كه این روزها منتشر می‌شوند، ادبیات سراسر اندرزگویی كه نوجوان‌ امروزی به شدت ازشان فراری است و از شرش به رمان‌های خارجی پناه می‌برد. دلقك یكی از رمان‌های مجموعه‌ نوجوان امروز است كه ثابت می‌كند این طرح با چاپ چنین آثاری می‌تواند جریان‌ساز باشد و در آینده رمان نوجوان ایران به شكلی جدی تأثیرگذار.

 

ادامه نوشته

آدمای خوب

تاحالا بارها و بارها به این نکته فکر کردم که چقدر خدا دوستم داشته که این همه آدم خوب سر راهم گذاشته... وقتی از تمام کسانی که خوبی رو با بدی جواب می دن. .. جلوی روت خوب و دوستدارتن و وقتی روت رو اون طرف می کنی، با ایما و اشاره بهت می خندن و مسخره ات می کنن، دلت گرفت؛ حضور اون آدمای یار و صمیمی کلی بهت انرژی مثبت می ده و خستگی همه ی بدی ها رو از تنت در میاره.

درسته که تعداد این آدمای خوب و مثبت اینقدر کمه که به حدانگشتای یک دست هم نمی رسه، اما همین هم کلی نعمته به خدا... فکر می کنم یکی از اون آدما "مادر" ه این طور نیست؟

از همین جا از راه دور دست و پیشونی پر مهرت رو می بوسم مادرم... عزیزم...