حس آزادی
A slaves was sold thousand times, each time he smiled.
Once he was freed; he cried.
برده ای هزار بار فروخته شد و هر بار خندید,
یک بار آزاد شد و گریست.

و به قول سعدی شیراز:
کبوتری که دگر اشیان نخواهد دید
قضا همی بردش تا به سوی دانه و دام
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 12:42 توسط سیما موسوی
|
بسیار دان کم گوی باش نه کم دان بسیار گوی.......